نامه ای  به یک مادر شهید

قلم در دست میگیرم و در دریای خروشان کلمات غرق می شوم و سطور خفته ذهنم را به تلاطم وا می دارم.

به کاغذ می نگرم که مرکب سیاه، رخش را جلوه ای نو بخشیده و قلم را میبینم که در انتظار حرکتی و لغزشی جانبخش بر پهنه کاغذ ، مرکب را  می بلعد، لیک بار سنگین رسالتش  که تحریر عشق ها، ایثارها، حماسه ها و دلیرهای شکوهمندانه و رشادت های غیر قابل توصیف است قامتش را در هم شکسته است.

اکنون این قلم لبانش خشکیده و مرکب در حلقوم سرشار از واژه های گلگونش یخ بسته، چرا که حتی عرض سلامی به پیشگاه تو ای زینب زمان نداشته است.

سلامی به تو ای بغض در گلوی تاریخ شکسته، سلام به تو ای شکوه واژه استقامت، سلام به تو ای مادر.

آن روز ترا دیدم آثار کینه ای دیرینه را از دژخیم جانی زمان در خطوط نشسته بر پیشانی ات خواندم و گلواژه های جانبخش آزادی را از کلامت چیدم و فریاد پر صلابت تکبیرت را که در فضای روحانی خیابان طنین انداخته بود را به گوش جان شنیدم. می دیدمت که چگونه فرزندت را ، جگر گوشه ات را، حاصل سالها زجر و رنج و محنتت را روی ساحل عروج عاشقانه سوق می دادی و کیست که توانایی انکار استقامت تو را داشته باشد؟

فرزندت را برای آن پروراندی تا نعره های سرخ شهادت از یاد رفته را در سراسر گیتی جایگزین ناقوس گوخراش مرگ سیاه کند.مادرم! این نامه کوتاه مالامال از سپاس و تحسین را به این خاطر می نویسم تا پیام تمامی فرزندان ایران شهر را که پیامی از سوی دیگر مسلمانان جهان است را به گوشت برسانم که غم مخور و بیمناک مباش که ممکن است روزی سلاح ظفر آفرین فرزند سلحشورت بر روی خاک تفتیده و گرم سنگر خفتنی مرگبار داشته باشد. چون من و دیگران نمی گذاریم تا راه بر رهوری آزاد مردت خالی بماند. مادرم سخن زیاد است و مرکب اندک و زبان قاصر از آنچه که در قلب زبانه میکشد، ولی بدان ما جوانان ایران زمین در هیچ یک از اعصار تاریخ اجازه دست اندازی به جنایت پیشگان در خاک گلگون و گرم ایران شهر را نداده ایم و نخواهیم داد و بالاخره پرچم ظفر بخش لا اله الا ا... را بر فراز بلند ترین قله های گیتی به اهتزاز در می آوریم.

(نفیسه دری صفت)

[ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ ابراهیم زارعی ]

بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت
پر زد و آواره شد و بر نگشت
لذت بیداری شبهاتویی
تازه ترین اصل تمنا تویی
چشم آغاز پریشانیم
دوری تو علت ویرانیم...

[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ] [ ابراهیم زارعی ]

پسر و دختر کوچولو در حال بازی بودند پسر کوچولو چند تا تیله داشت و دختر کوچولو چند تایی شیرینی با خودش آورده بود.

پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه ی تیله هامو بهت میدم تو هم شیرینی ها تو هم شیرینی ها تو به من بده.

دختر کوچولو قبول کرد پسر کوچولو بزرگ ترین و قشنگ ترین تیله رو یواشکی واسه خودش کنار گذاشت و بقیه رو به دختر کوچولو داد.

اما دختر کوچلو اون همون طور که قول داده بود تمامی شیرینی ها شو به پسرک داد. همون شب دختر کوچلو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد.

ولی پسرک نمی توانست بخوابد چون به این فکر می کرد که همون طوری که خودش بهترین تیله رو پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یکم شیرینی هاشو قایم کرده و تمام شیرینی ها رو بهش نداده.

* عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صداقت ندارد.

*آرامش مال کسی است که صداقت دارد.

*لذت دنیا مال کسی  نیست که با آدم صادق زندگی می کند.

*آرامش دنیا به کسی تعلق دارد که با وجدان صادق زندگی میکند.

[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ابراهیم زارعی ]

یاد دارم یک غروب سرده سرد
میگذشت از کوچه ما دوره گرد
دوره گردم  کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمانم حلقه بست
آهی کشیدم بغضم شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی اینزندگیست؟
بوی نان تازه هوشم برده بود
گشنگی بی اختیارم کرده بود
طفل خرد ساله ای بی اختیار بیرون دوید.
گفت آقا سفره خالی میخرید؟
این بار دیگه دلم سوخت

[ جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ ابراهیم زارعی ]

شب و روزم سیه کردی خدایا

 جوانی ام تبه کردی خدایا

نمی دانم چرا یارم نیامد

دو چشمم را به ره کردی خدایا

@@

تویی آیینه من سرگشته آهم

تو خورشیدی و من چون خاک راهم

اگر لب بستم از عشق تو ای دوست

بخوان راز دل از موج نگاهم

@@@

چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا

دل سر گشته کجا وصف رخ یار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا

@@@

خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام

نخ به نخ زیر قدم های تو انداخته ام

من همان قالی پا خورده خاک آلودم

که دلم را به تمنای دلت باخته ام

@@@

سیب سرخی را به من بخشید و رفت

عاقبت بر غشق من خندید و رفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد

بی مروت،گریه ام را دید و رفت

@@@

[ چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ابراهیم زارعی ]

.: Weblog Themes By Pichak :.