نوشته شده توسط : ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ابراهیم زارعی ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ

یک شبی مجنون نمازش را شکست. بی وضو در کوچه ایی لیلا نشست. گفت یا رب
از چه خوارم کرده ایی. بر صلیب عشق دارم کرده ایی. مرد این بازیچه دیگر
نیستم.این تو و لیلای تو من نیستم.   گفت ای دیوانه.لیلایت منم.  
در رگت پنهان و پیدایت منم. سالها با جور لیلی ساختی. من کنارت بودم و
نشناختی؟

 

One night I broke Nmazsh insane. Leila convention meeting in the street without ablution. Said paste or
What's the convention Khvarm. I love to have a convention on the Cross. Another man's plaything
I'm not. I do this for you and Leila. A mad said. I Lylayt.
Rgt Pydayt hidden in it. Leila made ​​way for years. I was beside
Knew.




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۱ | نگاه پرمــهرتـــون ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.