نوشته شده توسط : ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ابراهیم زارعی ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
هر گاه محبت را ورق زدی
هر گاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی
هر گاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموشی را دیدی
برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان  بلکه از ته قلبت بگو :یادت بخیر!!
Whenever I gave the sheet
Whenever you feel the leaves rustle under your way
Whenever you see the stars one star off
For a time in a corner of his mind but from the bottom of your heart, not to say you good!
سلام دوستان عزیزم 
بازم ممنونم از همه شمایی که در این چند روزه من رو تنها رها نکردیید با اینکه من کمتر وقت نشستن پایه سیستم رو دارم  و نیز وقت کمتری برای جواب دادن به کامنتهای زیبایی که برام میزارید رو دارم  باز  آخر شب که نگاه میکنم باز برام کامنت میزارنند.
ممنونم. بخدا شرمنده همتون هستمخجالت
در ادامه این پستم میخواهم گذری داشته باشم به سفر امسال تابستون به شهر رامسر، که امیدوارم از تصاویر لذت ببرید .
در ادامه....

ابراهیم زارعی و سجاد کرمی

دست چپ خدوم هستم و دست راست دوست خوبم سجاد کرمی


ابراهیم زارعی و سجاد کرمی

بازم دست چپ خودم و دست راست سجاد کرمی


خود شهر رامسر

نمایی از خود شهر رامسر


تصاویری از مزرعه کشت چای در کنار خانه روستایی شهر رامسر

تصویری از مزرعه کشت چای در کنار خانه روستایی .


ابراهیم زارعی

اینم که خودم هستم اگه اشتباه نکنم باید قزوین باشه.




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۱ | نگاه پرمــهرتـــون ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.