نوشته شده توسط : ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ابراهیم زارعی ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ

×صدای تو مهربان است نگاه گرم تو آرام جان است دلت آبی به رنگ پاک دریاست نشستن در کنارت مثل رویاست شریکی تو همیشه در غم من تو معنای شگفتی مادر من مرا از شیر جانت خوراندی مرا با مهر عشقت پروراندی گذشت و طی شد عمر تو به پایم کسی را جز تو ندارم

تقدیم به مادر عزیزم

×من تصویری ندارم در نگاه هیچکس خوب شد هر گز نبودم تکیه گاه هیچکس کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچکس بهترین تقدیر گل چیدن و پژمردن است سعی کن هر گز نباشی دل بخواه هیچکس

×چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن

×بهارت بی گل بلیل نباشد نگاهت خالی از سنبل نباشد به گل زار محبت تا قیامت خودت گل باش و عمرت گل نباشد.

×اگر پادشاه عالمی بازگدای مادری

×در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی تا نباشد مهرت گروگان کسی گوهر خود را نزن بر سنگ هر نا قابلی صبر کن پیدا کنی گوهر شناس قابلی

 




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ | نگاه پرمــهرتـــون ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.