نوشته شده توسط : ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ابراهیم زارعی ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ

هستی یا نیستی

مردمی که از آشوب زمانه فراغتی دارند و روزگاری به خوشی و آسودگی میگذرانند اگر به هوا و حوس و سستی بگرایند و دوراندیش و عاقبت بین نباشند عذری دارند که خطر را در پیش نمی بینند و ازآنجا که غفلت در سرشت آدمی است شاید گاهی بپندارند که از دیوان قضا خط امانی به ایشان رسیده است.

اما وقتی فرصت کم و آسایش نا پدید و خطر آشکار باشد دیگر مجالی برای غفلت و کاهلی نیست و هیچ عذری نمی توان آورد.

وضع امروز ما چنین است انبوهی از مردم تنگ دست و نا خرسند و معدودی سود خواه و سود پرست داریم. در دنیایی زندگی میکنیم که به شتاب پیش می رود و با ملت های همسایه هستیم که سخت در اندیشه و کوششند تا گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

در چنین حال اگر هیچ از صلاح کار با خبر و در اندیشه ی حفظ خویش نباشیم جای آن است که از بیم پشت ما بلرزد اما چنیین مینواید که هنوز در غفلت فرو رفته ایم و هنوز از دست غرض های پست نرسته ایم و خودپرستی وسود جویی در دل ما ریشه دارد.

از آن گروه معدود که در پی سود خویشند و جهان ریشه منافع خود میبینند توقع نباید داشت  که یک باره از راه خطا بر گردنند و به منافع عام توجه کنند و دست از غرض های پست و پلید خود بشویند و از گروهی که اسیر فقر و جهل وظلم هستند نیز چشم آن نمی توان داشت که برای نجات خود از این مذلت کوششی کنند چون شناختن چاره درد دانش و آگاهی می خواهد که ندارند و توفیق در کار از همت و نیرویی حاصل می شود که ایشان از آن بی بهره اند.

اما در میان این دو گروه دسته ای هستند که می توانند اندیشه کنندو عیب و نقص کار را بیابند. وظیفه و مسئولیت تدارک و سر وسامان بخشیدن به جامعه بر عهده اینا است و من گمان می کنم....

ادامه دارد....




:: برچسب‌ها:
تاریخ انتشار : شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠ | نگاه پرمــهرتـــون ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.