دلم فقط برای کسی تنگ است که.....

متن خودم......

یکی بود یکی نبود!

عاشقش بودم عاشقم نبود
وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود
حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود !

یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.
همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود ...
برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان "با هم بودن و با هم ساختن" نمی گنجد؟
و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.

هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود ... همه با هم بودند.
و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.

از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.
انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما.

و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.

و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.

هنر "بودن یکی و نبودن دیگری" !!!

لبخندلبخندلبخندلبخند

لبخندلبخند

لبخند

جواب دوست عزیزم به این پست من:

یکی بود یکی نبود یکی بود که بودنش تمام هستی بود.

یکی نبود تا نبودنش غم هستی باشه .

یکی بود تا بودنش عشق روهدیه بده .

یکی نبود تانبودنش باور عشق باشه توی دنیای بود ونبود بود همه ی دنیای نبود شد ونبود برای بودن بودخودشو بقصه ها سپرد نبود پشت واژه ی عشق پنهان شد زیر چتر مهتابی دوستی خونه کرد پشت دروازه ی شهر تردید وخیال نبود باور عشقو مهمون خونه ی بود کرد بود اما تمام لحظه هاش تمنای نبودش شد اونو برای تنهایی هاش نمیخواست که تنهایی یادگار نبودش شد دلتنگی های بود وحسرت های نبود داغ دل عاشقای خزون زده شد.

نبود با نبودنش عشق روجاودانه کرد بود با بودنش عشق روعاشقانه کرد.

یکی بود که عشق هدیه بده یکی نبود تا عشق هدیه بشه توی کوچه های عاشقی حسرت ی لحظه دیدار نبود نفس های بودوب شماره میندازه کاش آخرکوچه ی بن بست این رفاقت ابدی چشمای خیس نبود به گرمی نگاه بود خشک بشه قصه ی پرتکرار بودونبود باور تمام لحظه های من شده: میشه نبود ولی عاشق بود میشه بود وهمیشه لایق بود میشه نبود وچون صحرا عاشق داغ شقایق بود .......... به رسم وفا تقدیم شد چکیده ای از دلنوشته ی بلندمن در رسای" بود"هاو"نبود"

چند عکس در ادامه براتون گذاشتم امیدوارم لذت ببرید.

.

.

.

.

.

ای که مرا خوانده ای را نشانم بده. تابلوی نصب شده در مناطق جنگی...

تابلوی نصب شده در منطقه جنگی ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده..

کودک جنگ بازدید خردسالان از مناطق جنگی

من آمده ام تا راه پدران خو را ادامه دهم.....

بدون شرح....

بدون شرح.....

/ 37 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

انسانهای پاک و ساده را با تمام وجود دوست دارم همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند همانهایی که برای همه لبخند میزنند همانهایی که بوی ناب “آدم” میدهند و من باور دارم که وجود نازنینت شایسته دوست داشتن است . .

مریم

اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . .

مریم

دل صدچاک ما را تیغ ترحم بدرید / دل ما را به همان قیمت ارزان بخرید دل من گرچه شکسته ، گوهری ناب شده / عشق در قلب تو آن تحفه ی نایاب شده .

مریم

تو را گم کرده ام امروز ، و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند ، نمی دانی چه غمگینند ، چراغ روشن شب بود برایم چشم های تو ، نمی دانم چه خواهد شد ، پر از دلشوره ام ، بی تاب و دلگیرم ، کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در هر لحظه می میرم ...

مریم

.. زندگی مانند رانندگی در یک دشت زیباست ، سعی کن از لحظاتش بهترین استفاده رو ببری ، چون در انتهای جاده تابلویی با این عبارت نصب شده : دور زدن ممنوع ...!

مریم

متین ترین کلمه : عشق ، جذاب ترین کلمه : آشنایی ، پاک ترین کلمه : وجدان ، تلخ ترین کلمه : جدایی ، زشت ترین کلمه : خیانت ، سخت ترین کلمه : تنهایی ، بدترین کلمه : بی وفایی ....

فیروزه (عشق شیث)

خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت . . .

مصطفی سعادتی

سلام ابراهیم وب قشنگی دارید اگه با تبادل لینک موافقی من را با نام <دانلود فیلم با کمترین حجم ممکن> لینک کن تو لینک شدی یه سر بزن و نظر بده بای [گل][گل][گل][گل]

zoha

adam vaghti weblogaya baghiya ro migarde taze mifahme che ghad hamdard ziyad dare; neveeshtehaye jalebi darin, dar kol dust daram webetun ro[قلب]

باران

سلام به نظرمن وبلاگتون خیلی متفاوت وجالبه!دوست داستم !خوشحال میشم به منم سر بزنید .راستی تمایلی به تبادل لینک دارید؟