آن را به دروغ زندگی مینامم.......

حال من خوب است . . .

بزرگ شده ام
...
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم...

آموخته ام ...

که این فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک نامش زندگیست

آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود ...

راستی دروغ گفتن را خوب یاد گرفته ام ...

 

http://abraham90.persianblog.ir/

/ 14 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

خداوندا فهمی عطا کن که از ویرانه ام خانه ای بسازم آباد

سایه

مگه تو منو نمیشناسی؟>مگه تو از بوشهر نیستی؟

امپراطور

به سلامتی اونی که میدونی هیچوقت نمیتونی بهش زنگ بزنی... ولی بازم دلت نمیاد شمارشو پاک کنی!! سلام خیلی قشنگ بود منم آپم خوشحال میشم بیای

yekta

) نه توان خواستن دارم نه توان فراموش کردن ، سهم من از تو چیست ؟ فقط دلتنگی... 2)دیشب از دلتنگیت بغض گلویم را شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست / من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست ... 3)گاه نمی دانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم .امروز دلتنگی را بهانه کردم ، فردا چه کنم ؟ 4)دلتنگ که باشی آدم دیگری می شوی ، خشن تر ، عصبی تر ، کلافه تر و تلخ تر ... و جالب تر این که با اطراف هم کاری نداری ... همه اش را نگه می داری و دقیقا سر همان کسی خالی می کنی که دلتنگش هستی ...!!! 5)یادت باشد ؛ من اینجا ، کنار همین رویاهای زود گذر ، به انتظار آمدن تو ، خط های سفید جاده را می شمارم ... 6)هیچ وقت بی خداحافظی کسی را ترک نکن ، نمی دانی چه درد بدی است ... پیر شدن در کوچه های انتظار ... 7)سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس شبها را چگونه اسوده می خوابد ...؟ 8)امروز عکس تنهاییم را قاب گرفتم ، عکس سه در بی نهایت ... 9)حق با کشیش ها بود گالیله! زمین انقدرها هم گرد نیست ، هر کس می رود دیگر باز نمی گردد ... 10)همیشه داشتن بهترین ها به آدم غرور خاص

نمیدونم چرا انقد دلم گرفته کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم تا شاید نترکم از غصه.........بغض سنگینی رو دلمه...نمیتونم حرف بزنم میترسم یه هو اشکام جاری شه........ ============ چن روزه حالم اینطوره شب که میشه بدتر میشم داغونتر میشم طوری که تا چن ساعت گریه میکنم تا خوابم ببره گریه که نه زاری.......ضجه.......التماس به خدا........======== اخرشب موقع خواب همینکه پتو میکشم رو سرم دیگه نمیفهمم اشکام چطور میریزه فقط صدای ریختن اشکام روی بالشتمو میشنوم حین گریه گاهی دلم میخاد با صدای بلند گریه کنم خیلی بده پتورو بذاری جلوی دهنت که صدای هق هق گریتو کسی نشنوه.........=== نمیدونم چمه نمیدونم چرا باید این حال و روزم بشه ..... خسته شدم.....=== ببخشید مزاحمت شدم...................بای

کوثر

به سلامتی دختری که سر سفره عقد بجای گفتن با اجازه ی بزگترا آروم گفت با اجازه عشقم که نذاشتن بش برسم...

کوثر

دلـتـنـگـی مـثـل کـوفـتـگـی تـصـادفـه ... اولـش بـدنـت گـرمـه حـالـیـت نـیـسـت ، یـه دفـعـه دردش شـروع مـیـشـه و تـازه مـیـفـهـمـی چـی بـه سـرت اومـده ...

nazanin880

این روزهایم به تظاهر می گذرد … تظاهر به بی تفاوتی تظاهر به بی خیالی به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش” !

دختر دریا

اردیبهشت...بهشت زمینی منه[گل]دعا کن جهنم نشه