نمیی دونم عنوانشو چی بزارم خودتون بیایین اسمشو بهم پیشنها بدین....

یاد دارم یک غروب سرده سرد
میگذشت از کوچه ما دوره گرد
دوره گردم  کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمانم حلقه بست
آهی کشیدم بغضم شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی اینزندگیست؟
بوی نان تازه هوشم برده بود
گشنگی بی اختیارم کرده بود
طفل خرد ساله ای بی اختیار بیرون دوید.
گفت آقا سفره خالی میخرید؟
این بار دیگه دلم سوخت

/ 3 نظر / 4 بازدید
رایحه‌ی یاس

سلام وبلاگ زیبا و پرمحتوایی دارید.موفق و پایدار باشید در مورد این پست آخرتون هم؛ "انوانش" رو نمی دونم اما "عنوانش" رو می‌تونید این بگذارید:" طعم تلخ نان"

"چکاوک"

"سفره خالی میخری؟" سلام دوست عزیز. شرمنده اینقدر کمرنگ شدم. جبران میکنم [گل][گل][گل]