راست گفتند می شود زیبا بود.....

راست گفتند می شود زیبا دید؛ می شود آبی ماند!

اما ... تو بگو ؛گل پرپر شده را زیباییست؟! رنگ مرگی آبیست؟

می توانی تو بیا؛ این قلم ؛ این کاغذ

بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس

بنویس از کمر بید شکسته ؛ و یک پنجره ساکت و بسته!

... ازمن! "آنکه اینگونه به امید سبب ساز نشسته"

هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش..

صحنه ی پیچش یک پیچک زشت؛ دور دیوار صدا!

حمله ی خفاشان !!

جرأتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟

کاغذت می سوزد؟

من دگر خسته شدم. می توانی تو بیا

این قلم؛ این کاغذ؛ اینهمه مورد خوب

من دگر خسته ام از این تب و تاب .

تو بیا و بنویس

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
nobody

صدايت نيست... تصويرهم همينطور... امامهربونيت آنتن ميده... قدآسمون...

نلیس لااب

سلام ابراهیم وب خوبی داری من و زهرا عمو داریم چیزاشو نگاه میکنیم